{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
rat
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[زیست شناسی]
موش صحرایی
۰
۰
[توسط مترجم]
[روانشناسی]
موش
معنی rat, معنی قشف, معنی rat, معنی اصطلاح rat, معادل rat, rat چی میشه؟, rat یعنی چی؟, rat synonym, rat definition,
معنی Chi squared statistics
,
ترجمه Chi squared statistics
به فارسی,
معنی servo-valve controls
,
معنی جداکردن، باهم بیگانه کردن، نفاق انداختن
,
ترجمه جداکردن، باهم بیگانه کردن، نفاق انداختن
به انگلیسی,
معنی pings
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی